تبليغاتX
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم ، شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم شاه خراسان
تقديم به عاشقان حرم رضوي

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر

است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام

می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا

 علیه‌السلام می‌آیند. (آیت الله بهجت فومنی)

کی میمیرم برای تو؟؟؟


گلچین تصاویر ویژه ولادت امام رضا (ع)

کلیپ خیال کن که غزالم - محمد اصفهانی

آهنگ و کلیپ امام رضا - غلامرضا صنعتگر

کلیپ آمده ام ای شاه پناهم بده

دانلود آلبوم صوتی ولادت امام رضا (ع)

اس ام اس ویژه ولادت امام رضا (ع)

پخش زنده حرم رضوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 20:52  توسط حاجی | 

* ◄◄ حدف عبارت شهید از کوچه ها و خیابان های تهران ►► *

فکر کنم تصویر به اندازه کافی گویا باشه و نیاز به هیچ توضیحی نباشه!

واقعا بعد از شهدا چه کرده ایم؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1390ساعت 11:27  توسط حاجی | 
مردی از اهل حبشه نزد رسول خدا(ص)آمد و گفت:یا رسول الله گناهان من بسیار

است.آیا در توبه به روی من نیز باز است؟

پیامبر(ص)فرمود:آری راه توبه بر همگان هموار است. تو نیز از آن محروم نیستی.

مرد حبشی از نزد پیامبر (ص)رفت.مدتی نگذشت که باز گشت وگفت:یا رسول الله

 آن هنگام که معصیت می کردم ،خداوند مرا می دید؟

پیامبر(ص)فرمود:آری می دید.

مرد حبشی آهی سرد از سینه بیرون داد وگفت:توبه جرم گناه را می پوشاند ؛چه

کنم با شرم آن؟

در دم نعره ای بزد و جان بداد.


                                   دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من   
                                   به ما درد دل انشا کن ،مداوا کردنش با من

                                    اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
                                    بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

                                     بیفشان قطره ای اشکی که من هستم خریدارش
                                     بیاور قطره ای اخلاص ،دریا کردنش با من

                                      اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن بازآی
                                      در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من

                                      به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آن را
                                       طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من

                                      چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن
                                       غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من

                                       به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
                                       بخوان این آیه ها، تفسیرو معنا کردنش با من

                                        بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را 
                                        بیاور نیک و بد را ،جمع و منها کردنش با من

                                         اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
                                         تو توبه نامه را بنویس ،امضا کردنش با من

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 21:58  توسط حاجی | 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز / مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم

... و کجان مردان بي ادعا ؟

خيلي ها دارن اين شعار رو مي دن. با چه دک و پزي هم .

تسبيح به دست . انگشتر هاي جو واجور . يقه ها بسته . ريش تا کجا !

حاج آقا تو رو خدا التماس دعا

چقدر ما مسلموني کرديم !

چقدر شيعه مولا علي بوديم !

چقدر منتظر امام زمانيم ؟!

حاج همت اگه الان بود چيکار مي کرد ؟

تا حالا فکر کردين به اين ؟

تا کي مي خوايم ادا در بياريم ؟

تا کي مي خوايم عکس حاجي رو بزرگ کنيم بزنيم ديوار اتاقمون ؟!

تا کي مي خوايم عکس شهدا و آقا و امام جمع کنيم تو آلبوم هامون ؟

چقدر عدالت پيشه شديم ؟؟ چند بار اين سوال رو از خودت پرسيدي ؟!

مي دوني چند نفر شبها گشنه مي خوابن ؟

چند بار از خودت پرسيدي از پول بيت المال چه خبر ؟

حتما تو هم چند نفر رو مي شناسي که سر اين مبالغ هنگفت ماله مردم

چه بلاهاي نازنيني که نميارن .

چند بار خواستي وام بگيري اونم از نوع 12 درصدي بالاتر تازه يه تومن دو تومن

 که نتونستي ؟

اصلا شنيدي آقايون وام دو سوته 4 درصدي بگيرن سر موعد هم اين و اون رو

 ميانجي ببرن سفارش بشن

چند سال هم سر رسيد بازپرداخت عقب بيافته ؟

نگو تورو خدا مگه مي شه ؟

استغفار کن فلاني !

اينا چه حرفاييه که مي زني ؟

مي دوني چند تا خونه اون طرفتر چند نفر زير يه سقفه دربو داغون که با يه بارون

 مي خواد بياد پايين دارن زندگي مي کنن ؟

تا حالا شده ببيني برا يه سرماخوردگي جزئي يه خانوم بچه اش رو نتونه ببره

درمونگاه ؟

شده يه بار خودت رو جاي يه پدر خجالت زده پيشه زن و بچه اش بزاري ببيني

چي کشيده ؟

از خودت پرسيدي برنج پاکستاني يا تايلندي الان تو بازار چنده ؟؟

مي دونستي ساده ترين داروهاي يه سرماخوردگي برات حداقل پنج هزار تومان

 آب مي خوره ؟

چند بار رفتي تو دادگاه ها نشستي پاي محاکمه هاي عادلانه ي قضات عادل

 و نازنينمون ؟

يا حداقل شنيدي چقدر اتفاق افتاده پرونده کسي يه شبه حکمش عوض شه ؟

کسي  رو ديدي که همرنگ جماعت نشده تو اداره سه سوته عوضش کردن ؟

چه رحمي به حالش شده که فقط عوضش کردن ...

چقدر با وجدان بوديم تا حالا . نه ؟

تا يه پستي مقامي گيرمون اومده چيکارا که نکرديم !!

بماند

آخه چرا کسي از من نمي پرسه فلاني تو اين مملکت که ادعا داريم مملکت

 امام زمانه

تا کي مي خوايم بگيم بماند ؟؟

شهدا خيلي جاتون خاليه

بعد شما ها چه کارايي که نشد !

بياين ببينين چه خبره ....

 راستي يه چيزي يادم رفت ازت بپرسم

کليه الان چنده ؟ ..

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1390ساعت 19:49  توسط حاجی | 

خـسـته، افـتـاده ز پا، آمده زانو میزد                مـشـکلى داشت به آقاى خودش رو میزد

میچکید از سر و رویش عرق شرم به خاک       مـشـتهـا واشده و پنجه به گیسو میزد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تلخ          دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو میزد

همنوا با در و دیوار در آن عصمت محض           کـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو میزد

پـاک میشـد دلـش از غصه ناپاکىها         خـادمی داشت در این فاصله جارو میزد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز          شـعـله اى شعر که در آینه سوسو میزد

                می خوام پیاده برم مشهد برام دعا کنین که جور بشه

+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1390ساعت 22:48  توسط حاجی | 

روستای صالح‌آباد متعلق به من و چند شریکم بود. عده‌ای تصمیم گرفتند روستا را از ما به زور بگیرند و گروهی را به سوی ما فرستادند و هر چه صحبت کردیم سودی نداشت. عریضه‌ای برای امام زمان(ع) نوشتم و آن را در جوی آبی رها کردم و به «تخت فولاد» رفتم و دعای ندبه را با تضرّع و گریه خواندم و چند بار تکرار کردم:

ای فرزند احمد ؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟

صدرالاسلام همدانی در کتاب تکلیف الأنام می‌نویسد:‌

از خواص دعای ندبه این است که هرگاه در جایی با حضور قلب و اخلاص تمام و توجه به مضامین عالی آن خوانده شود عنایت و توجه امام زمان(ع) را به آن مکان جلب می‌کند بلکه باعث حضور حضرت(ع) در آنجا می‌گردد‎ چنان‌که در بعضی جاها اتفاق افتاده است.

آیت‌الله شیخ علی‌اکبر نهاوندی(ره) در کتاب العبقری الحسان آورده است:

در نوشته‌های حجت‌الاسلام حاج شیخ مهدی که از کتاب سید جواد نقل کرده بود و او یکی از امام جماعت‌های مورد اطمینان در اصفهان و دارای مقامات عالی معنوی بود و آسمان بر راستگوتر از او سایه نیفکنده بود، دیدم که چنین نگاشته بود:

روستای صالح‌آباد متعلق به من و چند شریکم بود. عده‌ای تصمیم گرفتند روستا را از ما به زور بگیرند و گروهی را به سوی ما فرستادند و هر چه صحبت کردیم سودی نداشت. عریضه‌ای برای امام زمان(ع) نوشتم و آن را در جوی آبی رها کردم و به «تخت فولاد» رفتم و دعای ندبه را با تضرّع و گریه خواندم و چند بار تکرار کردم:

ای فرزند احمد ؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟

یک دفعه صدای پای اسبی را شنیدم و عرب اسب‌سواری را دیدم که به من نظری کرد و از دیده‌ام پنهان شد و قلبم با آن مشاهده آرام گرفت و راحت شد و اطمینان پیدا کردم که کارم درست می‌شود. شب بعد کارم به بهترین شکل درست شد؛ من, آن حضرت(ع) را بارها در خواب دیده‌ام و او به همین اوصاف بوده است.

سید رضا که از علمای مورد اطمینان و اعتماد اصفهان است نقل می‌کند:

به خاطر قرض و فقر فراوان, به اموات متوسل شدم و از خداوند برای 200 نفر از آنان طلب مغفرت نمودم و آن‌ها را با اسم خاطر نشان ساختم؛ سپس به امام زمان(ع) متوسل شدم و بعضی از عبارت‌های دعای ندبه مثل « هل الیک یابن أحمد سبیل فتلقی؛ ای فرزند احمد؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟» را خواندم؛ هنگام خواندن آن, نور خاصّی حجره‌ام را روشن کرد که روشن‌تر از نور خورشید بود و در همان روز برایم گشایش کاملی حاصل شد.

محدث نوری(ره) می‌گوید: آقامحمّد که شخصی مورد اطمینان و عادل و امین و مجاور حرم عسکریین(ع) است؛ از زبان مادرش که از زنان صالحه و اهل عبادت بود، برایم چنین نقل کرد:

روزی به همراه خانوادة مولا سلماسی در سرداب شریف بودم و آقا (ره) دعای ندبه می‌خواند و ما نیز به دنبال او می‌خواندیم. او همچون فرد آشفته و حیران و محزون گریه می‌کرد و مانند گرفتاران ضجّه می‌زد و ما نیز با گریة او گریه می‌کردیم و کسی غیر از ما آن‌جا نبود.

در همین حال بودیم که بوی مشک در سرداب منتشر شد و فضای سرداب را معطر کرد و چنان شدید شد که آن حالت از همة ما رفت و سکوت کردیم. «گویا بر سر ما پرنده‌ای است» و نمی‌توانیم حرکت کنیم, یا حرفی بزنیم. حیران و متحیّر ماندیم تا این که زمان اندکی گذشت و آن بوی خوش رفت و به حال اوّل برگشتیم و به باقی ماندة دعا مشغول شدیم. وقتی به خانه بازگشتیم از آقا (ره) علت آن بوی خوش را پرسیدم, امتناع ورزید و گفت: تو را چه به این سوال؟ و به من جواب نداد.

برادر برگزیده‌ام, عالم با وفا, و چراغ راه سالکین و عبادت پیشه‌گان آقا علی رضا اصفهانی(ره) چنین به من گفت: از همین آقای بزرگوار روزی دربارة دیدارش با حضرت حجّت(ع) سئوال کردم و اعتقاد داشتم که او هم مانند استادش سید بحرالعلوم خدمت امام زمان(ره) شرفیاب شده است ـ ایشان همین جریان را حرف به حرف برایم تعریف کرد

+ نوشته شده در  جمعه 28 مرداد1390ساعت 4:51  توسط حاجی | 

بدون تردید اصل عزاداری و اقامه ماتم برای شهداء و آزاد مردان تاریخ، در اسلام سابقه دیرین دارد و از اخبار بر می آید که پیامبر (ص) نیز آن را تأیید کرد و در برگزاری آن همت می گماشت. اما در رابطه با کیفیت و شیوه برگزاری عزاداری (سینه زنی، زنجیر زنی، علم و کتل، تعزیه، نخل گردانی و ... ) برنامه خاص، حدیث و روایت معتبری وجود ندارد و مشخصه های عزاداری در زمان پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) محدود بود به مرثیه سرائی، گریستن و گریاندن در قالب شعر و مرثیه، جز این که هنگام رحلت پیامبر اکرم (ص) بنا بر نقل عایشه زنان به عزاداری پرداختند (و به سینه و صورت خود می زدند) ، احادیث و یا حدیثی در مورد سینه زنی و زنجیر زنی و ... آن هم به شکل رایج امروزه، نیافتیم و در زمان حیات پیامبر (ص) نیز عزاداری، منحصر به گریه و گریاندن بود. ابن هشام می نویسد بعد از اتمام جنگ احد که رسول الله (ص) به خانه خود می رفت، عبورش به محله «بنی عبد الاشهل» و «بنی ظفر» افتاد و صدای زنان آنها -که بر کشتگانشان گریه می کردند- به گوش آن حضرت (ص) خورد و موجب شد كه اشک بر صورت او نیز جاری گردد و در پی آن بفرماید: «ولی کسی نیست که بر حمزه بگرید».
رؤسای قبیله بنی عبد الاشهل پس از آگاهی از این موضوع، به زنان قبیله شان دستور دادند، لباس عزا بپوشند و به در مسجد بروند و در آن جا برای حمزه اقامه عزا و ماتم کنند، رسول خدا (ص) که صدای گریه آنها را شنید، از خانه خویش بیرون آمده، از آنها سپاس گزاری کرد و فرمود: «به خانه های خود بازگردید خدای تان رحمت كند که به خوبی مواسات خود را انجام دادید» .
و هنگامی که پیامبر (ص) رحلت کردند، مردم مدینه از زن و مرد به گریه و ندبه پرداختند و بنا بر قول عثمان بن عفان «برخی از اصحاب چنان اندوهگین شدند که چیزی نمانده بود به وهم دچار آیند» .
در شهادت علی (ع) فرزندان آن حضرت (ع) و مردم کوفه به شدت گریه کردند  و هنگامی که امام حسن (ع) به شهادت رسید، برادرش محمد حنفیه مرثیه و نوحه سرایی کرد و بی شک نخستین کسانی که در شهادت امام حسین (ع) به عزاداری پرداختند، اهل بیت آن حضرت (ع) و بنی هاشم بودند.
شروع عزاداری آن حضرت (ع) بدون فاصله بعد از شهادت آن جناب در سرزمین کربلا بود؛ نقل شده پس از آن که امام حسین (ع) از پشت اسب به زمین افتاد و اسب خون آلود آن حضرت (ع) به خیمه ها رفت، زنان و خواهران و دختران آن حضرت (ع) به محض شنیدن صدای اسب از خیمه ها بیرون ریخته و بر سر و صورت خود زدند و جناب ام کلثوم فریاد می کرد: «وامحمداه! واجداه! وانبیاه! واابالقاسماه! واعلیاه! واجعفراه! واحمزتاه! واحسناه! این حسین (ع) است که به زمین افتاده و در کربلا نقش زمین شده سرش از قفا بریده شده و عمامه و ردایش به غارت رفته و آن قدر گریست تا غش کرد» .
و بعد از آن در کوفه و مدینه و در زمان امام صادق (ع) و ... عزاداری سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) به همین صورت انجام می گرفت .
البته از برخی وعاظ محترم و مورد اعتماد شنیده شده است که آنها به نقل از امام صادق (ع) می گفتند که آن حضرت (ع) جوانان را ترغیب می نمودند که در کوی و برزن ها با صدای رسا ندای «یا حسین، یا حسین» و فریاد مظلومیت بر آن حضرت (ع) سر دهند.
و همان طور که آیت الله مصباح یزدی در کتاب نفیس «آذرخشی دیگر در آسمان کربلا» آورده اند وقتی معارف (حاصل شده از منبرها و جلسه های دینی) با احساسات روحی و هیجانان قلبی توأم شود و میزان تأثیر گذاری به مراتب بیشتر است و این یک مطلب علمی و روان شناختی است لذا از قدیم هم منبر علما دو قسمت بود، یک بحث علمی و سپس جلسه روضه خوانی.
به هر صورت عزاداری به شکل معین مثلا در قالب سینه زنی و زنجیر زنی و ... به نحو مستقیم ریشه روایی ندارد و گویا شکل برپایی مراسم عزاداری، به خود مردم واگذار شده است تا با انطباق اصول کلی دین و راهنمایی ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین با عرف محلی، تکریم و تجلیل شایسته از ائمه معصومین (ع) بجا آورند، و گفته اند راه افتادن دسته های سینه زنی از زمان آل بویه در میان شیعیان رایج گردید. در عصر صفوی نیز دسته های سینه زنی همراه با خواندن اشعار با آهنگ یک نواخت -که در سوگ امام حسین (ع) سروده شده بود- در کوچه ها و خیابان می گشتند. دراین عصر برای افزایش هیجان مردم و هر چه شکوهمندتر شدن دسته های عزاداری، نواختن طبل و کوبیدن سنج معمول گردید و ادوات جنگی -که در میدان رزم کاربرد داشت- به این گونه مجالس راه یافت. شیپورزنی، علم گردانی، حرکت دادن کتل، مورد استفاده سوگواران قرار گرفت .
از جمله چیزهایی که بعد از این عصر به دسته های سینه زنی اضافه شد، عبارت بود از خون آلود کردن سر و صورت با تیغ زدن و قمه زدن به فرق سر با توجه به گزارش هایی که در عصر قاجار موجود است، این عمل در آن زمان معمول و رایج بوده است.
از تحول در شیوه های سینه زنی و زنجیر زنی، استفاده می شود که این مسأله از خواست های اجتماعی و بافت های جامعه، فرهنگ و آداب آنها سرچشمه می گیرد، البته سزاوار است که اصل و اساس این نوع سینه زدن ها پذیرفته شود، زیرا در جوشش احساسات و عواطف و تحریک هیجان اثرات مثبت دارد، اما هیأت های مذهبی توجه داشته باشند که سینه زنی و زنجیر زنی، علم برداری و ... ، به حرکت های نمایشی، اضافی، بالا و پائین پریدن با خرافات و اوهام آلوده نگردد، که این گونه حرکات عزاداری را از سادگی و محتوی تهی می سازد اما راجع به اشک:
گریستن و گریاندن زمانی ارزش دارد و اثرش بیشتر خواهد بود که از گفتار امام حسین (ع) و مصائب عاشورا تأثیر پذیرفته باشد، نه از صوت زیبای مداحان و دلتنگی دنیا، که متأسفانه گاهی دیده می شود مردم دنبال صوت زیبا هستند و علاقه زیادی به خطابه ندارند، و آن چه که باید در عزاداری امام حسین (ع) بیشتر مورد عنایت قرار گیرد، آشنایی با اهداف بلند امام (ع) و فرهنگ عاشورا و عبرت آموزی از این حادثه دردناک تاریخی است که اگر این مهم مورد غفلت قرار نگیرد، هم اشک خواهد بود و هم شکوه و هیجان و هم کوهی از احساسات و نفرت علیه بیدادگری.
بنابراین هر چند در مورد کیفیت عزاداری (سینه زنی و زنجیر زنی) حدیث و یا روایتی نداشته باشیم و ضرورت هم ندارد که در تمامی موارد جزئی، حدیث و دستور خاص وارد شده باشد زیرا اصل و کلیت آن از سوی ائمه (ع) بیان شده است. اما از مجموع احادیثی که در رابطه با اصل عزاداری امام حسین (ع) و نیز از سیره مستمره ائمه (ع)، می توان استفاده کرد، این است که عزاداری امام حسین (ع) بایستی توأم با شکوه، فریاد، هیجان، اشک و ناله برخواسته از مکتب عاشورا باشد و طبیعی است ک لباس سیاه پوشیدن، راه اندازی دستجات، دسته های سینه زنی و زنجیر زنی به شکل معقول و متعارف و همراه با وقار، حزن، اندون و ماتم، تا حدی که موجب وهن اسلام و اضرار بر نفس نباشد نقش مثبت و سازنده در شکوه و شور مجالس عزا دارد و نمی توان آن را نفی کرد.

عزادارى بر امام‏حسین(ع) از زمان شهادت او بوده است؛ ولى تا زمان آل‏بویه (در سال 352 ق) این عزادارى مخفى بود. قبل از قرن چهارم، عزادارى براى امام حسین(ع)، علنى نبود و نهانى در خانه‏ها انجام مى‏گرفت؛ اما در نیمه دوم قرن چهارم، سوگوارى در روز عاشورا آشكار و در كوچه و بازار انجام مى‏یافت. عموم مورخان اسلامى - مخصوصاً مورخانى كه وقایع را به ترتیب سنواتى نوشته‏اند؛ از قبیل ابن‏الجوزى در كتاب منتظم و ابن‏اثیر در كتاب الكامل و ابن‏كثیر در كتاب البدایة و النهایة و یافعى در مرآت الجنا

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 12:31  توسط حاجی | 

سرشک دیده ها بارد امشب ز سوگ مجتبی

هـنگامى كه امام حسین علیه السلام از برادر دیدن مى كرد، امام او را از مسمومیت

 خویش آگاه كـرد، سـخـن هـا مـیـان آنـهـا رد و بـدل شـد ولى امـام حـاضر نشد در

برابر اصرار برادر، قاتل خویش را معرفى كند، مبادا فتنه اى برخیزد. آن گاه چنین

وصیت نمود:

«چون به شهادت رسیدم ، مرا غسل ده و كفن كن و به نزد قبر پیامبر خدا

صلّى اللّه علیه و آله بـبـر تـا بـا او دیـدارى تـازه كـنـم ، سـپـس مـرا نـزد

مادرم فاطمه ببر، آن گاه به قـبـرسـتان بقیع روانه ساز و در آنجا به خاك

بسپار، و بدان كه از دست حمیرا (عایشه ) به خاطر كینه اى كه با ما دارد

مصیبتها به من خواهد رسید.»

ابـن عـبـاس بـه عـایـشـه گـفـت : روزى سـوار بـر شـتـر شـدى (در جـمـل)، و امـروز

 سـوار بـر اسـتـر، و اگـر زنـده بـاشـى لابـد روزى هـم بـر فـیـل سـوار خـواهـى شد

و فتنه دیگرى بر پا خواهى كرد؟!

و بـه روایـتـى سفارش فرمود: «(اگر مانع شدند) مرا در بقیع كنار جده ام فاطمه بنت

اسد دفن كنید».

و بـه روایـتـى دیگر فرمود:« مرا در كنار رسول خدا دفن كن ، زیرا من به آن حضرت و

خانه اش از دیگران (ابوبكر و عمر) كه بدون اجازه او در آنجا دفن شدند سزاوارترم ...

امـا اگـر آن زن (عـایـشـه) مـانـع شـد تـو را بـه خـویـشـاونـدیـم بـا تـو و بـا رسول خدا

كه به اندازه شاخ بادكشى خون ریخته نشود…  .»

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 9:52  توسط حاجی | 

حضرت امام محمد باقر (ع) : سه خصلت است كه دارنده اش نمي ميرد تا عاقبت شوم آن را ببيند : ستمكاري ،

 از خويشان بريدن ، و قسم  دروغ كه نبرد با خداست .

از سید علی حسینی نقل شده که گفت: در مشهد مقدس روز عاشورا یکی از

 رفقا برای ما کتاب مقتل می‌خواند،‌به این حدیث رسید که حضرت باقر(علیه‌السلام)

فرمودند:

«هر کس در مصیبت حسین(علیه‌السلام) اشک چشمش روان شود اگر چه به قدر

بال مگسی باشد، خداوند گناهان او را بیامرزد اگر چه به قدر کف دریا باشد.»

شخصی در مجلس بود انکار این حدیث کرد و گفت: این را عقل نمی‌پذیرد، و بحث

درگرفت و بعد از آن متفرق شدیم.

همان شب در خواب دید که قیامت بر پا شده و مردم در زمینی هموار برانگیخته

شده‌اند،... گرما شدت یافت و تشنگی غالب گشت، هر طرف به طلب آب رفت

نیافت، تا اینکه حوض بسیار بزرگ و پرابی را دید که آب آن از برف سردتر است. و در

کنار آن دو مرد و یک زن سیاهپوش محزون ایستاده‌اند.

پرسید: ایشان کیستند؟ گفتند: حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و علی

(علیه‌السلام) و فاطمه(سلام الله علیها).

گفت: چرا این‌ها سیاه پوشیده‌اند و محزون هستند؟ گفتند: مگر امروز عاشورا

نیست؟ اینها به همین خاطر محزون هستند.

گوید: نزدیک حضرت فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و درخواست آب نمودم. آن حضرت

نظر تندی به من کردند و فرمودند: تو منکر فضل گریه بر نور چشم من حسین

هستی؟ که او را از روی ظلم و دشمنی کشتند! خدا لعنت کند کشنده، و ستم

کننده بر او، و کسی را که مانع شد از آشامیدن آب.

پس از خواب بیدار شدم و از گفته خود پشیمان گشتم و به سوی خدا توبه نمودم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 20:15  توسط حاجی | 

کودکان را به پنج دلیل دوست دارم:

1- "گریه می کنند" چرا که گریه کلید بهشت است.

2- قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.

3- چیزی را زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.

4- با خاک بازی می کنند چون غرور ندارند.

5- هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.

------------------------------------------------------------------

1- واقعاً گریه نیاز بشر برای صیقل قلب و روح است. اگر قادر به گریه کردن نیستید،

 بایستی در عملکرد و رفتار خود و سیر تکاملیتان تجدید نظر کنید.

2- کینه، ریشه خیلی از مفاسد و جنایات اجتماعی و خانوادگی است. که

مرز شناسائی برای مقابله با آن عدم بازگشت سریع به متخاصم غیر مغرض است

که قصوری از طرفین موجب اختلاف و تنش بین آنها شده است.

3- وابستگی و دلبستگی به دنیا، استقلال تصمیم و حرکت صحیح را از فرد سلب

 می کند. خیلی از نابسامانیها و ناهنجاریهای سیاسی و اقتصادی نیز ریشه

 در همین دلبستگی به مادیات و دنیاست.

4- اصطلاح خاکی بودن را خیلی شنیده ایم. این یعنی بی آلایش و سادگی در رفتار

 و کردار با همنوعان و مردم اجتماع و خانواده است. در آیات قرآن آمده است با تکبر

 و غرور بر روی زمین گام برندارید. و در احادیث فراوان از ائمه معصومین صلوات

 الله اجمعین نیز نکوهش شده است.

5- این موضوع بیشتر در روزی و رزق می تواند ما را متوجه سازد. که برای امرار

 و معاش خود دچار نگرانی نشویم و به همین سبب مرتکب انواع انحرافات در

 کسب درآمد نگردیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 بهمن1389ساعت 22:39  توسط حاجی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ

نوشته هاي پيشين
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آرشيو
آرشیو موضوعی
زندگی امام رضا
شب میلاد
شب آفتابی
شب شهادت
نقاره
دانلود مداحی امام رضا
 
دوستان من
تاریخ و آینده
مجنون امام رضا
بهمن کبیری پرویزی گل همیشه بهار خدا کند که بیایی
به عشق صاحب الزمان
رد پای عشق
محمد مهدی کبیر
انجدان
غدیر سبز
منتظران صاحب زمان
بیا که تنهای تنهایم
اینجا پرنده
نشریه اینترنتی دانا
غریب مادر
نوکری اهل بیت
ما و عشق، ما و فاصله ها، ما و تنهایی
دانلود مداحی حمید علیمی
بسیجیان
اتحاد
بیان و اثبات حقانیت شیعه
سربازان گمنام حضرت مهدی
هفتادودوشهید دانشکده فنی انقلاب اسلامی
نیوشا ضیغمی
خادم مطهر حرم امام رضا
سرخابي
يا ابا صالح المهدی
ضامن آهو
میزگرد الکترونیکی
شيخ شهيد
نامه های گرد و خاک گرفته من
زير آسمان رضا
احادیث و زندگی بزرگان
آشیانه عشق
بانوی بی نشان
کمترین محب امام زمان عج
هیات محبان حضرت علی
یا ستارالعیوب
جایی برای با هم بودن
خادمین امام رضا
منتظران صاحب الزمان
ندای کاشمر
شهر امام رضا
لینک های اسلامی
رویای عبور
پایگاه اختصاصی امام حسین
پایگاه حامیان جمهوری اسلامی
ستاره هشتم
دانلود مداحی
کاشمر جوان
چراغ هدایت
ضریح گهواره


سايت مراجع تقليد

 آيت الله سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جواد تبريزي (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله نوري همداني (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله لطف الله صافي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله ناصر مکارم شيرازي (مد ظله العالي‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله سيد علي سيستاني (مد ظله العالي)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله وحيد خراساني (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جوادي آملي (مد ظله العالي ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آيت الله جعفر سبحاني (مد ظله العالي)

جهت دريافت كد لوگوي مراجع كليك كنيد